|
سکوتم را شکستم من اگرزودبود اگه دیر بود شکستم بغض قلبم رو اگرفریادشهری بود برو بشکن صبوی غم جریمه هاش همه با من بزن سازوبخون آواز توی هرکوچه وبرزن نکن گریه به حال من اگرچه یکه وتنهام توی زندونی ازشیشه رفیقم باهمه غم هام هوا ازتو؛نفس ازمن بهارازتو؛سبدازمن یه لقمه نون عشق ازتو تپیدن های دل همه ازمن هراسم بودازاین دفتر ازاین خواندن ازاین ماندن ازاین بیهوده شبهای سیاه را باسایه ها ماندن هراسم راشکستی و مرادرمن نشان دادی به پای خسته در بند پریدن رانشان دادی
نمیخواستم این سکوتمو بشکنم ولی:
عشق جادویی تو,چشم آهویی تو یاس خوش رنگ تنت,لحظه خوب اومدنت منو دیوونه کرده؛منودیوونه کرده آسمون توی نگات,رنگ خوش رنگ چشات غنچه ناز لبات؛لحن شیرین صدات فصل رویاهای تو؛شب به شب هوای تو بغض عاشقونه ی لمس انگشت های تو منو دیوونه کرده؛منودیوونه کرده
حالا فهمیدی چرا سکوتم رو شکستم؟ شکستم چون میدونستم:
تقصیر روزگار بوده, توحالا مسافری نخواست کنارهم باشیم؛ خسته شدی میخوای بری اون تو رو از دلم گرفت این روزگار لعنتی بزارتاخوب نگات کنم نمونده دیگه فرصتی من دیگه مطمئن شدم؛رفتن برات ساده شده گریه نکن دل غریب ؛اون دیگه آماده شده نگات چقدر سرده برام؛اینا همه درد برام این روزا بهم سرنمیزنی؛ایناهمه زخمه برام
گفتی میخوام برم ولی نفهمیدی که:
تو نمیدونی من چی کشیدم ؛وقتی که گفتی تورونمیخوام باور ندارم دیگه تو نیستی ؛ اما تو رفتی من اینجا تنهام یه شوخی بود یا یه قصه تلخ؛وقتی که گفتی تورونمیخوام خیال می کردم میخوای بترسم ؛ شاید هنوزم باورنکردم چشمای گریون,دستای خسته؛ دوری چشمات منوشکسته رنگ اون چشات,چشمای سیات؛زنجیردلت ,دستامو بسته شایدیه حسودچشمم زده؛بگوکی ما رو تنهایی دیده ولی میدونم تو آسمون هم قصه ما رو یکی شنیده نمیدونی دل عاشق این روزا چه حالی داره این روزا غم عجیبی توی قلبم پا میزاره توشدی خدای عشقم؛توی قلبم لونه کردی اومدی توی سرنوشتم دل منو دیوونه کردی
تهيه شده توسط
جدایی
در تاريخ
پنجشنبه ۲۶ شهريور ۸۸ ساعت ۰۲:۲۵ |
نظرات (8)
|